پارت هفتاد و سوم :
حیران به تلخی او خیره مانده بودم رفتارم را اشتباهی برداشت کرده بود من آمده بودم دوباره به دستش بیارم نه اینکه از دستش بدهم جلو رفتم و دستش را محکم گرفتم و التماس وارانه گفتم_ آرش از اون شبی که کنار گوشم گفتی برایت تلاش کنم قصدم همین بود من فقط میترسیدم میترسیدم از اینکه من رو پس بزنی از اینکه بعد از تلاشم آخر سر رهایم کنی و.... و با قضیه بچه و با اون نفرتی که ازت دیدم گفتم دیگه دوستم ندار
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم خوشحالم که رمان رو دوست داشتید✨🙏 البته باید بگم رمان کوتاه نیست نزدیک به دویست صفحه میشه🤦♀️
۶ روز پیشمینا
0عزیزم خدا قوت قلم شیوایی دارید من به قدری جذب شده بودم که یک ساعته تمومش کردم رمان های کلکلی و هم خونه ای بازم بنویسید مانا باشید
۴ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم از لطفتون ❤️ ✨ خوشحالم که دوستش داشتید سلبریتی منفور من کلکلی هست میتونید بخونید همخونه ای جدید هم فرصتی باشه چشم
۴ ماه پیشمعصومه
0خیلی قشنگ بود، روایت داستان شیوا بود و پیوستگی خوبی داشت.
۴ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم خوشحالم که دوستش داشتید❤️ ✨
۴ ماه پیشZ.k
0خیلی رمان قشنگی بود .ممنون از شما بانوجان قلمت مانا🥰🥰🥰🥰
۴ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
فدای مهربونیاتون عزیزدلم خوشحالم که دوستش داشتید ❤️
۴ ماه پیشسحر
0قشنگ بود ، قلمتون مانا برقرار باشید، نیلو و آرش خدا رو شکر عاقبت به خیر شدن
۷ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم خوشحالم که با داستان همراه شدید🩷🙏
۷ ماه پیشآمنه
1عالی بود زهره جون ولی ایکاش اینقدر زود تموم نمیشد 🥹
۸ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنون عزیزدلم❤️🌱 انشاالله رمان جدیدم 🙏
۸ ماه پیششبنم
0سپاسگزارم بسیار عالی و زیبا ودلپذیر بود پایانی شیرین ولذت بخش منتظر رمان بعدی هستم ❤️👌👌👏👏💖
۱۰ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم خوشحالم دوستش داشتید مجموعه داستان کوتاه جدیدم در بخش آفلاین منتشر شده❤️ شریفه من روهم میتونید در بخش آفلاین بخونید داستان جدید آنلاینم هم انشاالله به زودی
۹ ماه پیشستاره
2ای دادبی دادچراتموم شدآقامن میخواستم زندگی مشترکشون بیشترباشه خو،چه آهنگشو قشنگه🌷سپاس فراوان از نویسنده گلمون💐انشاالله رمان جدیدتون به زودی برامون بذارید🥰
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم خوشحالم که دوستش داشتید ❤️😘😍 انشاالله رمان جدید در بخش آفلاین بروزرسانی میشه
۱۱ ماه پیشاشرف
1خیلی قشنگ بود ممنونم از نویسنده عزیز
۱۰ ماه پیشزینب
2عالی بود ممنون از نویسنده عزیز❤️❤️❤️❤️❤️🌹
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم خوشحالم که دوستش داشتید ❤️
۱۱ ماه پیشRosha
1خدای من یعنی تموم شد خیلی خوب بود
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
بله ممنونم عزیزم❤️
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
بله ممنونم عزیزم❤️
۱۱ ماه پیشرویا حسینی
1چه پایان قشنگی ولی حیف که زود تموم شد باتشکر فراوان از نویسنده گلمون که این رمان زیبا رو تقدیممون کردن 😍💞
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم که تا آخر همراه رمان بودید ❤️😘💐
۱۱ ماه پیشبانو
1خسته نباشید واقعا رمان زیبایی بود وارد خوندنش لذت بردم
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم خوشحالم که تا آخر همراه رمان بودید💙✨
۱۱ ماه پیشAlireza
1وای نه تموم شد 😢 کاشکی بیشتر ادامه اش میدادین، سلام عزیزم مرسی از رمان قشنگی ک تقدیممون کردی🌹❤️
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم سپاس از همراهی بی دریغتون ❤️😘😘
۱۱ ماه پیشفاطیما
1سلام خداقوت نویسنده جون رمان قشنگی بود من دوست داشتم تا دنیا اومدن بچه ادامه داشته باشه و بیشتر شاهد خوشبختی این زوج عاشق باشم☺️
۱۱ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم ممنون بابت همراهیتون انشالله رمان بعدی❤️😘
۱۱ ماه پیشپروانه
0خدا روشکر بالاخره نیلوفر یه رفتار درست از خودش نشون داد
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0داستان خوب و جالبی بود فقط یک سری اتفاق ها سریع بودن و به نظرم اگه بیشتر بهش توجه میشد جالب تر میشد ولی باز هم با کوتاه بودن داستان ، داستان کاملی بود به نظرم اگه فصل دومش هم نوشته بشه و بیشتر به شخصیت ها مخصوصا طاها بپردازن خوب میشه چون بنظرم به طاها کم توجهی شده